حسين قرچانلو
274
جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )
برقرار است ، ولى اندك است . در قرطاجنّه مسجد جامع زيباى تازهسازى است و نيز مدرسهاى ؛ ولى دانشجويى ندارد ؛ به طورى كه موقوفات اين مدرسه به بيت المال سلطان بازمىگردد . اكنون ( زمان لئون ) مردم فقيرى در آن زندگى مىكنند كه كارشان زراعت سبزيجات و حبوبات است و از طرف سلطان بر آنها مالياتى بستهاند كه استطاعت پرداخت آن را ندارند . « 1 » قيروان شهر كرسى ولايت قيروان است كه در كشور تونس ، در 61 كيلومترى جنوب غربى سوس و 156 كيلومترى جنوب شهر تونس و در دشت آبرفتى نيمه بيابانى واقع است . اين شهر در نزديك شهر كوچك رومى كه در مآخذ اسلامى با نام قموده « 2 » و قمونيه « 3 » از آن ياد شده تأسيس گرديده است . « 4 » قيروان معرّب كلمهء فارسى كاروان است . « 5 » بلاذرى درباره ايجاد و بناى آن مىنويسد : معاوية بن ابى سفيان عقبه را بر مغرب ولايت داد . وى با چهار هزار تن از مسلمانان به غزاى افريقيه رفت و آن را فتح كرد . قيروان موضعى جنگلى از اشجار و درختان گز بود كه از ( فراوانى ) درندگان و مارها و كژدمهاى كشنده ، امكان زيست در آن نبود . ابن نافع كه مردى صالح و مستجاب الدعوه بود ، خداى خويش را دعا كرد و خداوند آن همه را براند ؛ آنسان كه درندگان بچگان خود برگرفته ، مىگريختند . به نوشتهء بلاذرى ، عقبه خطهاى از ناحيهء قيروان را معلوم كرد و بساخت و سپس ، مردمان نيز همراه وى به ساختن خانهها و مسكنها پرداختند و در آن مسجد جامع بنا شد . « 6 » ابن عذارى مىنويسد : وقتى ابو المهاجر دينار جاى عقبه به افريقيه آمد و به شهر قيروان رسيد ، بيرون شهر جايى را براى خود در نظر گرفت و از رفتن به قيروان خوددارى كرد و در سمت تونس شهرى ساخت و دستور داد كه مردم قيروان را
--> ( 1 ) . وصف افريقيا ؛ ج 2 ، ص 68 - 70 . ( 2 ) . Qamuda ( 3 ) . Qamunia ( 4 ) . فتوح مصر و اخبارها ؛ ص 328 و دايرة المعارف فارسى ؛ ج 2 ، ص 2100 . ( 5 ) . معجم البلدان ؛ ج 4 ، ص 420 . ( 6 ) . فتوح البلدان ؛ ص 329 و نيز ر . ك . : فتوح مصر و اخبارها ؛ ص 332 و تاريخ يعقوبى ؛ ج 2 ، ص 161 و البيان المغرب ؛ ج 1 ، ص 20 - 21 .